تبلیغات
گذر گریزهای یک عابر - غلام عشق
در حال بارگذاری...
جستجو در عناوین مطالب
غلام عشق

بسم رب الحسین(ع)

غلام را چه لذتی بهتر از آنکه گونه هایش حریم گرمای محبت اربابش شود؟!
آنگاه که غرق در خون، چشم بگشاید و حسین(ع) را بالای سرش ببیند.
آنگاه که در توقف نگاه سرورش، اذن رفتن بگیرد.

ارباب!
غلامت آمده. ترکی نیستم. رو سیاهم.
منو دریاب . . .


گفته شد كه حضرت سیدالشهداء علیه السلام را غلام تركی بود در نهایت صلاح و سداد و قاری قرآن بود، در روز عاشورا آن غلام با وفا خود را بر صف سپاه مخالفان زد و رجز خواند:
اَلْبَحْرُ مِنْ طَعْنی وَ ضَرْبی یَصْطَلی ... وَ الْجَوُّ مِنْ سَهْمی وَ نَبْلی یَمْتَلی 
اِذا حُسامی فی یَمینی یَنْجَلی ... یَنْشَقُّ قَلْبُ الْحاسِدِ الْمُبَجَّل
پس حمله كرد و بسیاری از مخالفان را بدرك فرستاد، و بعضی گفته‌اند هفتاد نفر از آن سپاه رویان را به خاك هلاك افكند و آخر به تیغ ظلم و عدوان بر زمین افتاد، حضرت امام حسین علیه السلام بالای سرش آمد و بر او بگریست و روی مبارك خود را بر روی آن سعادتمند گذاشت آن غلام چشم بگشود و نگاهش به آن حضرت افتاد و تبسمی كرد و مرغ روحش به بهشت پرواز نمود.(منتهی الآمال، جلد اول، باب پنجم، شهادت غلام ترکی)

گذر نوشت: از فردا، چهل روز تا محرم.
چله نشینان! بسم الله.



نوشته شده توسط: سربازةٌ  روز 1390/07/25 در ساعت 19:55 | عبور()
مطالب پیشین (آخرین پست های ارسالی)
 :: انقلاب ما و شما
 :: خود من
 :: میانمار
 :: جوان و جوانی از دید رهبر انقلاب
 :: پناه
 :: یا مَنْ لا یُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ
 :: حدیث غربت!
 :: فاطمیه ... می کُشد ما را
 :: انتخاب
 :: طلایه داران حجاب و عفاف
 :: اشاعه ی انقلاب ما
 :: برگی از تاریخ*9/دی/1388
 :: شب یلدا
 :: عرفه_کرب و بلا
 :: غلام عشق